امروز: چهارشنبه, ۶ مهر ۱۴۰۱ / بعد از ظهر / | برابر با: الأربعاء 3 ربيع أول 1444 | 2022-09-28

کتاب داستان‌های زنان شوهر آمریکایی جلال آل احمد

عنوان کتاب : داستان‌های زنان نویسنده : جلال آل احمد شوهر آمريکايی «…ودکا؟نه.متشکرم.تحمل ودکا را ندارم.اگر ويسکی باشد حرفی.فقط يک ته گيلاس قربان دستتان.نه.تحمل آب را هم ندارم.سودا داريد؟حيف.آخر اخلاق

13 آبان 1391 - 23:14
ارسال توسط :

داستان کوتاه مدیر مدرسه جلال آل احمد

عنوان کتاب : مدير مدرسه نويسنده : جلال آل احمد

13 آبان 1391 - 21:30
ارسال توسط :

کتاب داستان‌های زنان زن زیادی جلال آل احمد

عنوان کتاب : داستان‌های زنان نویسنده : جلال آل احمد زن زيادی …من ديگه چه طور می توانستم توی خانه پدرم بمانم ؟اصلا ديگر توی آن خانه که  بودم انگار ديوارهايش را روی قلبم گذاشته اند.همين پريروز اين اتفاق افتاد .ولی

13 آبان 1391 - 21:03
ارسال توسط :

کتاب داستان‌های زنان خانم نزهت الدوله جلال آل احمد

عنوان کتاب : داستان‌های زنان نویسنده : جلال آل احمد خانم نزهت الدوله خانم نزهت الدوله گرچه تا به حال سه تا شوهر کرده و شش بار زاييده و دوتا از دخترهايش هم به خانه داماد فرستاده شده اند ، و حالا ديگر برای خودش مادربزرگ شده است ، باز هم عقيده دارد

13 آبان 1391 - 20:56
ارسال توسط :

کتاب داستان‌های زنان سمنوپزان جلال آل احمد

عنوان کتاب : داستان‌های زنان نویسنده : جلال آل احمد سمنو پزان  دود همه حياط را گرفته بود و جنجال و بيابرو بيش از همه سال بود.زن ها ناهارشان را سرپا خورده بودند و هرچه کرده بودند ، نتوانسته بودند بچه ها را

13 آبان 1391 - 20:49
ارسال توسط :

کتاب داستان های زنان گناه جلال آل احمد

عنوان کتاب : داستان های زنان نويسنده : جلال آل احمد گناه شب روضه هفتگی مان بود.و من تا پشت بام خانه را آب و جارو کردم و رخت خواب ها را انداختم ، هوا تاريک شده بود.و مستعمعين روضه آمده بودند.

12 آبان 1391 - 23:11
ارسال توسط :

کتاب داستان های زنان لاک صورتی جلال آل احمد

عنوان کتاب : داستان های زنان نويسنده : جلال آل احمد لاک صورتی         بيش از سه روز نتوانستند امام زاده قاسم بمانند.         هاجر صبح روز چهارم ، دوباره بغچه خود را بست، و گيوه نوی را که وقتی می خواستند به اين ييلاق سه روزه بيآيند ، به چهار تومان و نيم از […]

12 آبان 1391 - 23:02
ارسال توسط :

کتاب داستان های زنان بچه مردم جلال آل احمد

عنوان کتاب : داستان های زنان نويسنده : جلال آل احمد بچه مردم خوب من چه می توانستم بکنم ؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگه دارد.بچه که مال خودش نبود . مال شوهر قبلی ام بود ، که طلاقم داده بود، و حاضر هم نشده بود بچه را بگيرد.

12 آبان 1391 - 22:57
ارسال توسط :

کتاب داستان های زنان گنج جلال آل احمد

عنوان کتاب : داستان های زنان نويسنده : جلال آل احمد   گنج «ننه جون شما هيچ کدوم يادتون نميآدش . منو تازه دو سه سال بود به خونه شوور فرستاده بودن. حاج اصغرمو تازه از شير گرفته بودم و رقيه رو آبستن بودم …»

12 آبان 1391 - 22:55
ارسال توسط :

کتاب اورازان نوشته جلال آل احمد قسمت سوم

کتاب اورازان نوشته جلال آل احمد قسمت سوم عنوان کتاب : اورازان نويسنده : جلال آل احمد   اورازان شانه ميگ -شانه نساجی شفر-گزن- آلت بريدن چرم

12 آبان 1391 - 22:30
ارسال توسط :

کتاب اورازان نوشته جلال آل احمد قسمت دوم

کتاب اورازان نوشته جلال آل احمد قسمت دوم عنوان کتاب : اورازان نويسنده : جلال آل احمد   اورازان                                     6 لباس اهالی معمولا ساده است و در محل تهيه می شود .با پشمی که از گوسفندهای خود می گيرند و می تابند ، پارچه زمستانی ، جوراب پشمی و به ندرت قاليچه و خيلی […]

12 آبان 1391 - 22:24
ارسال توسط :

کتاب نفرین زمین نوشته جلال آل احمد

عنوان کتاب : نفرین زمین نویسنده : جلال آل احمد   نفرین زمین  1  بسیار خوب.این هم ده.دیروز عصر رسیدم.مدیر بچه ها را به خط کرده بود و به پیش باز آورده .بیست سی تایی .وسط میدانگاهی ده.اسمش؟…حسن آباد یا حسین آباد یا علی آباد.معلوم است دیگر.اسم که مهم نیست.دهی مثل همه ی دهات .یک […]

12 آبان 1391 - 22:21
ارسال توسط :

کتاب اورازان نوشته جلال آل احمد قسمت اول

کتاب اورازان نوشته جلال آل احمد قسمت اول عنوان کتاب : اورازان نويسنده : جلال آل احمد   اورازان مقدمه گرچه در عرف و سياست و فرهنگ و مطبوعات معاصر مملکت ما يک ده در هيچ مورد بهيچ حساب نمی آيد ولی بهرصورت هسته اصلی تشکيلات اجتماعی اين سرزمين و زمينه اصلی قضاوت درباره تمدن […]

12 آبان 1391 - 22:16
ارسال توسط :