به گزارش پایگاه صلح خبر، دولت سیزدهم، به ریاست شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، در شرایطی زمام امور را به دست گرفت که کشور با بحرانهای متعددی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی روبهرو بود. شهید رئیسی با رویکردی جهادی، تلاش کرد تا با مدیریت میدانی، پیگیری مستمر مسائل، و حضور مؤثر در صحنه اجرایی، […]
به گزارش پایگاه صلح خبر، دولت سیزدهم، به ریاست شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، در شرایطی زمام امور را به دست گرفت که کشور با بحرانهای متعددی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی روبهرو بود. شهید رئیسی با رویکردی جهادی، تلاش کرد تا با مدیریت میدانی، پیگیری مستمر مسائل، و حضور مؤثر در صحنه اجرایی، کشور را از شرایط دشوار عبور دهد. حساسیت ویژه ایشان نسبت به معیشت مردم، اهتمام به تکمیل پروژههای نیمهتمام، احیای واحدهای تولیدی و صنعتی، و اتخاذ تدابیر هوشمندانه در حوزه فروش نفت، از مهمترین اقدامات دولت ایشان بود. در کنار این تلاشها، شهید رئیسی با ایجاد ارتباط گسترده با مردم و پاسخگویی بیوقفه به دغدغههای آنان، چهرهای مردمی از مدیریت اجرایی کشور ارائه داد. مجموعه گفتگوهایی با اعضای دولت سیزدهم ترتیب دادیم که در فرصتهای پیش رو منتشر خواهد شد؛ هدف حفظ یاد و یادآوری شیوه حکمرانی شهدای خدمت به ویژه رئیس جمهور شهید است.
محسن منصوری، معاون اجرایی دولت سیزدهم، در این گفتگو به تشریح رویکردهای مدیریتی شهید رئیسی، دستاوردهای مهم دولت ایشان و چالشهایی که پس از ایشان پیش روی دولت قرار دارد، پرداخته است. همچنین به تفاوتهای ملموس در سیاستگذاریهای اقتصادی، مدیریت پروژههای ملی و ارتباطات بینالمللی در دوره شهید رئیسی و وضعیت فعلی اشاره کرده و بر لزوم حفظ دستاوردهای آن دوران تأکید دارد. بخش سوم و پایانی این گفتگو را بخوانید:
شهید رئیسی چه رویکردی در مدیریت اقتصادی و بحرانهای مرتبط با معیشت مردم، مانند تأمین برق و کنترل قیمتها، داشتند؟ و چه تفاوتی بین دوره ایشان و وضعیت فعلی وجود دارد؟
یکی از ویژگیهای برجسته شهید رئیسی، حساسیت ویژهای بود که نسبت به اعداد و ارقام در اداره کشور داشتند. بهمحض اینکه گزارشی درباره تغییرات نرخ تورم یا افزایش قیمت کالایی به دستشان میرسید، امکان نداشت که در جلسه دولت از معاون اول، معاون اجرایی یا وزرای مربوطه پاسخ نخواهند. در بسیاری از مواقع، همان لحظه تلفن را برمیداشتند، تماس میگرفتند، پیگیری میکردند و تذکرات لازم را میدادند.
ایشان نسبت به مسائل اقتصادی که مستقیماً با معیشت مردم در ارتباط بود، حساسیت ویژهای داشتند؛ از جمله بحث واردات و صادرات، تعرفهها، قیمت آرد، بنزین، سوخت و حتی مدیریت خاموشیها. همانطور که امروز کشور با چالشهایی در این حوزه مواجه است، در دوره ایشان هم این مسائل وجود داشت. اما به برکت پیگیریهای مستمر شهید رئیسی و تلاشهای مجموعههای مرتبط، اقدامات مهمی انجام شد. برای مثال، بیش از ۸ تا ۹ هزار مگاوات برق جدید در دولت ایشان وارد مدار شد. بخشی از این نیروگاهها در دولتهای قبل آغاز شده بود و در این دولت به سرانجام رسید، اما به هر حال، ناترازی برق در دولت شهید رئیسی، به هیچ وجه اجازه داده نمیشد که فشار خاموشیها مستقیماً بر زندگی مردم تأثیر بگذارد. برای ایشان، معیشت عمومی و رفاه مردم یک شاخص اصلی بود. همانطور که حضرت امیر (ع) میفرمایند، در تصمیمگیریها باید آنچه به صلاح توده مردم است، اولویت داشته باشد. بر همین اساس، در زمستان مطلقاً خاموشی وجود نداشت و در تابستان نیز با برنامهریزی دقیق، خاموشیهای خانگی به حداقل ممکن رسید. خط قرمز شهید رئیسی این بود که قطعی برق، زندگی مردم را مختل نکند، و وزارت نیرو را موظف کرده بودند که این اصل را رعایت کند.
دولت شهید رئیسی چه اقداماتی برای تکمیل پروژههای نیمهتمام و احیای واحدهای تولیدی و صنعتی انجام داد؟ همچنین، چه تدابیری برای افزایش فروش نفت و حفظ زیرساختهای تجاری کشور اتخاذ شد؟
برای فروش نفت شبکهسازیهایی از جمله ایجاد ارتباطات تجاری، توسعه شبکههای حملونقل دریایی و شکلگیری ساختارهای مالی و تراستی، با زحمت فراوان و عبور از موانع متعدد شکل گرفت. حفظ این زیرساختها بسیار مهم است، چراکه اگر دولت فعلی در این زمینه سستی کند و نتواند این مسیر را ادامه دهد، ممکن است دوباره به همان شرایطی برگردیم
یکی از تأکیدات مدیریت شهید رئیسی استفاده از ظرفیتهای معطلمانده بود. ایشان معتقد بودند که فعالسازی این ظرفیتها و به ثمر رساندن آنها اغلب آسانتر از آغاز پروژههای جدید است. یکی از جلوههای بارز این رویکرد، توجه ویژه به پروژههای نیمهتمام بود. کشور ما واقعاً چند ده هزار پروژه نیمهتمام دارد که اگر اینها را بر اساس اولویت تکمیل کنیم، مردم از مزایای آن بهرهمند خواهند شد. شهید رئیسی نهضت اتمام پروژههای نیمهتمام را راهاندازی کردند و در سفرهای استانی خود همواره بر این موضوع تأکید داشتند. اگر پروژهای ۵۰، ۶۰ یا حتی ۹۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشت، دستور میدادند که هرچه زودتر تکمیل شود، چرا که این کار به نوعی احیای سرمایههای مردم بود. بر همین اساس، سیاست احیای واحدهای اقتصادی را نیز در پیش گرفتند.
در دوران کمتر از سه سال مدیریت ایشان، حدود ۱۰ هزار واحد صنعتی که راکد یا نیمهفعال بودند، احیا شد. ستاد چابک و مؤثری در ریاستجمهوری زیر نظر آقای دکتر مخبر، با همکاری برادران آقای دکتر مدنی و تیمشان، استانداران، وزارت صمت و سایر نهادهای مرتبط تشکیل شد. این مجموعه در استانها مستقر شد و با بررسی مشکلات واحدهای تولیدی، راهکارهای عملی برای فعالسازی آنها ارائه داد. بسیاری از این واحدها به دلایل مختلف دچار مشکل شده بودند و بهجای رها کردن سرمایههای چند ده یا چند صد میلیاردی، دولت سعی کرد این واحدها را به چرخه تولید بازگرداند. چراکه اگر قرار بود از ابتدا یک کارخانه یا کارگاه جدید راهاندازی شود، پروسه دریافت مجوز، ساخت، تأمین منابع مالی و رسیدن به بهرهبرداری بسیار زمانبر و پُر ریسک بود. این سیاست یکی از اقدامات کاملاً درست و هدفمند دولت شهید رئیسی بود که رهبر معظم انقلاب نیز چندین بار به آن اشاره کردند و احیای این واحدها را از اقدامات شاخص دولت دانستند. در کنار این موضوع، باید به مسئله فروش نفت و دغدغههای اخیر درباره بازگشت ترامپ و تأثیر آن بر فروش نفت ایران نیز اشاره کرد. دولت شهید رئیسی کشور را در شرایطی تحویل گرفت که میزان فروش نفت به چند صد هزار بشکه در روز کاهش یافته بود. بسیاری از مسئولان وقت معتقد بودند که امکان فروش بیشتر وجود ندارد، اما با طراحیهای صورتگرفته در دولت، در ماههای پایانی، هر مقدار نفتی که تولید میشد، بازار برای آن وجود داشت و دیگر محدودیت در فروش مطرح نبود، بلکه مشکل اصلی، افزایش تولید بود. شبکهسازیهایی که در این دوره برای فروش نفت ایجاد شد، از جمله ایجاد ارتباطات تجاری، توسعه شبکههای حملونقل دریایی و شکلگیری ساختارهای مالی و تراستی، با زحمت فراوان و عبور از موانع متعدد شکل گرفت. حفظ این زیرساختها بسیار مهم است، چراکه اگر دولت فعلی در این زمینه سستی کند و نتواند این مسیر را ادامه دهد، ممکن است دوباره به همان شرایطی برگردیم که برخی از مسئولان وقت میگفتند: «اگر کسی بتواند نفت بفروشد، او را وزیر نفت میکنیم.» ساختن این معماری فروش نفت سخت بود، اما از بین بردن آن کار چندان دشواری نیست و باید مراقب بود که این دستاوردها حفظ شوند.
آیا در دولت شهید رئیسی به دلیل نیاز به تغییرات و بهبود عملکرد، مجبور به طراحی ساختارهای جدیدی برای پروژهها و ارتباط با مردم شدید؟
بسیاری از ساختارها و تصمیمات به گونهای است که اگر یک مدیر پایهریزی کند، به طور طبیعی دولتهای بعدی باید آن را ادامه دهند. به عنوان مثال، پروژه مسکن مهر که در زمان آقای احمدینژاد آغاز شد، حالا دو دولت بعدی نیز در حال ادامه دادن این پروژه هستند تا به پایان برسد. پروژههای مسکنی که شهید رئیسی آغاز کردند، چه در وزارت راه و شهرسازی و چه خارج از آن، تنظیمگری و تسهیلگری را به گونهای انجام دادند که انشاءالله در آینده نیز ادامه پیدا خواهد کرد. ما در همکاری با آقای رئیسی گاهی نمیتوانستیم به ایشان برسیم؛ واقعیت این است که بسیاری از مواقع حاج آقا از دولت جلوتر بودند. ایشان همیشه پیشرو عمل میکردند و در واقع خودشان مقدم بر دیگران میرفتند، مانند یک لوکوموتیو که دولت را به دنبال خود میکشاند. به همین دلیل، گاهی اوقات از وزرا گله میکردند که چرا برخی کارها به پایان نرسیده است. ایشان میفرمودند که شما هم که نمیتوانید به من برسید، ولی خداوند برکت زمان را به ایشان داده بود و ایشان به پیش میرفتند و دولت را همراه خود میکردند.
طبیعتاً، بسیاری از ساختارها و سیستمهای ما باید با نوع مدیریت و حکمرانی آقای رئیسی به روز میشدند. به عنوان مثال، در دولت قبلی چیزی به نام سفر استانی به این شکل وجود نداشت. در دولت ایشان، ساختاری برای تدوین مصوبات، تدارک سفر و پیگیری آنها طراحی شد. همچنین، ارتباط مردمی که یکی از مزیتها و نقاط تمایز شخصی حضرت آیتالله رئیسی بود، در این دولت به طرز چشمگیری تقویت شد. ایشان ارتباط گستردهای با مردم داشتند؛ هم ارتباط شخصی خودشان و هم ارتباط سیستماتیک دولت و نهاد ریاست جمهوری با دستگاهها و ادارات. برای مثال، در کمتر از سه سال دولت شهید رئیسی، بیش از ۶ میلیون مراجعه مردمی از طریق مختلف (حضوری، نامه، ایمیل، تماس و …) به رئیسجمهور و نهاد ریاست جمهوری داشتیم. شهید رئیسی همیشه از ما میخواستند که پاسخگویی به مردم را به درستی انجام دهیم. یک بار یادم است که خودشان به عنوان یک ارباب رجوع به سامانه ارتباط مردمی تماس گرفتند تا مسیر کار را بررسی کنند و به من فرمودند که این فرایند نقصی دارد. بعد از پیگیریها، این نقص رفع شد و ایشان مجدداً تماس گرفته و از رفع مشکل مطمئن شدند. این دقت نظر و پیگیری شخصی ایشان نشاندهنده حسن مدیریت و دلسوزی ویژهای بود که همیشه در پی حل مشکلات مردم بودند و کارها را تا انتها دنبال میکردند.
شهید رئیسی به نظر میرسد اولین رئیس جمهوری بود که شخصاً از وزرای خود حسابرسی میکرد، در وزارتخانهها حضور مییافت تا وظایف محوله و مأموریتها را پیگیری کند؛ این اتفاق چطور رخ میداد؟
شهید رئیسی هیچگاه مدیر پشت میز نشین نبوده است. البته به اندازه کافی پشت میزشان بودند و به کارهای ستادی خود نیز رسیدگی میکردند. بسیاری میگویند ایشان این همه به سفر میروند و به استانها سر میزنند، پس کی به کارهای ستادی میرسند؟ واقعیت این است که ایشان به اندازه کافی و حتی بیشتر از آنچه که نیاز بود، زمان برای کارهای ستادی میگذاشتند. جلسات ستادی ایشان هیچگاه تعطیل نمیشد و بسیاری از شوراهایی که در دولتهای قبلی حتی یک بار تشکیل نشده بودند، در دولت ایشان فعال شدند و مسائل مهمی در این شوراها بررسی شد. در عین حال، ایشان همیشه در میدان حضور داشتند. گاهی در حوزه دیپلماسی و فضای بینالمللی، گاهی در استانها و گاهی در وزارتخانهها و دستگاهها حضور مییافتند. حضور ایشان در دستگاهها خود به تحرک و جنب و جوش میانجامید.
پیش از حضور ایشان در دستگاهها، شهید رئیسی سه تیم را مأمور میکرد تا مسائل مهم این دستگاهها را بررسی کنند، نقاط قوت و ضعف آنها را شناسایی کنند و تصمیمگیریهای لازم را انجام دهند. بسیاری از اوقات، ایشان در جلسات تخصصی مسائلی را مطرح میکردند که حتی وزیر مربوطه که متخصص آن حوزه بود، اعتراف میکرد که این نکته یا تصمیم، تازه، ناب و بسیار درست است. اینگونه تصمیمگیریها ناشی از تسلط ایشان بر مسائل اجرایی و بررسی دقیق موارد بود. سابقه اجرایی ایشان نیز به عنوان یک مزیت بزرگ برای کشور محسوب میشد. شهید رئیسی پیش از ریاست جمهوری، در مقامات عالیرتبه مختلف همچون رئیس قوه قضائیه، تولیت آستان قدس و دادستان کل کشور حضور داشته و به همین دلیل تجربیات فراوانی در مدیریت کشور داشت. ایشان در دستگاهها، نه تنها مسائل را تنظیم میکردند، بلکه نظارت میدانی انجام میدادند و بسیاری از مشکلات دستگاهها را حل میکردند. به طور مثال، برخی از وزیران که در دولتهای قبلی دسترسی محدودی به رئیسجمهور داشتند، در دولت شهید رئیسی میتوانستند با ایشان جلسات طولانیتری داشته باشند و مشکلات خود را مطرح کنند. آقای رئیسی در دولت خود واقعاً با سعه صدر و وفاق با همه گروهها و احزاب به کار پرداخته و از افراد با سلکهای سیاسی مختلف بهره گرفت. در واقع، ایشان معتقد بودند که اداره کشور باید با حضور همه جریانها و علایق سیاسی انجام شود و این دیدگاه خود را به خوبی در عمل نشان دادند. خیلی از افرادی که در دولت به کار گرفته شدند، در ابتدا شاید همخوانی با سلک سیاسی ایشان نداشتند، اما ایشان به شایستگی افراد توجه داشتند و در عمل هم این موضوع را اثبات کردند.