اصطلاح نامه روانشناسی همبستگي منفي Negative correlation چنانچه افزايش در يك متغير با كاهش در متغير ديگر همراه باشد ، همبستگي بين دو متغير منفي و معكوس است . به عنوان مثال ، سن و قدرت حافظه داراي همبستگي منفي و معكوس هستند . ( دلاور ، 1378 ) همبستگي مثبت Positive correlation […]
اصطلاح نامه روانشناسی
همبستگي منفي Negative correlation
چنانچه افزايش در يك متغير با كاهش در متغير ديگر همراه باشد ، همبستگي بين دو متغير منفي و معكوس است . به عنوان مثال ، سن و قدرت حافظه داراي همبستگي منفي و معكوس هستند . ( دلاور ، 1378 )
همبستگي مثبت Positive correlation
هنگامي كه افزايش در يك متغير با افزايش در متغير ديگر با كاهش يك متغير ياكاهش متغير ديگر همراه باشد ، همبستگي بين دو متغير مستقيم و مثبت است . مانند همبستگي بين بهره هوشي و پيشرفت تحصيلي .
( دلاور ، 1378 )
همكاري ( تعا ون ) Cooperation
يكي از ويژگيهاي رفتاري انسان كه از مشخصه هاي آن مساعدت و همياري با افراد ديگر گروه براي دستيابي به هدف يا هدفهاي معين است . در بعضي از تحقيقات نشان داده شده است كه اين ويژگي رفتاري در بعضي از حيوانات ( مثل ميمون ) نيز مشاهده مي شود . ( ساعتچي ، 1374 )
هنجار اجتماعي Social norm
هنجار ها شيوه هاي قابل انتظار رفتار جمعي است . آنها راهنماهاي آشكاري هستند براي اينكه مردم يك جامعه چگونه بايد در شرايط خاص رفتار كنند . به عنوان مثال ، هنگامي كه عده اي از مردم در جايي منتظر كاري باشند كه به نوبت انجام مي شود ، بايد صف تشكيل دهند . ( ستوده ، 1373 )
هورمون ها Hormones
ترشحات داخلي غده هاي درون ريز كه ا ز طريق جريان خون در بدن پخش مي شوند و بر رفتار اثر مي گذارد. ( هيلگارد و اتكينسون ، 1983 )
هوش Intelligence
عامه مردم هوش را توانايي يادگيري ، درك موقعيتهاي جديد ، و بر خورد صحيح با موقعيتها مي دانند . در بيان روزمره ، شخص با هوش با صفتهايي مانند دقيق ،زيرك ، تيز بين ،برجسته مانند اينها توصيف مي شود . بر عكس شخص كم هوش ؛ صفتهايي مانند كند ، دير آموز ، كودن و … مشخص مي گردد.
بينه (Binet) و سيمون (Simon) هوش را به عنوان قضاوت ، عقل سليم ، شعور عملي ، ابتكار ، استعداد ، انطباق خود با موقعيتهاي مختلف ، به خوبي قضاوت كردن ، به خوبي درك كردن و به خوبي استدلال كردن تعريف كرده اند.
اما تعريفي كه خيلي مورد استفاده قرار مي گيرد تعريفي است كه وكسلر در 1958 پيشنهاد كرده است . او هوش را به عنوان يك استعداد كلي شخص براي درك جهان خود و برآورده ساختن انتظارات آن تعريف كرده است. بنابراين از نظر وي هوش شامل تواناييهاي فرد براي تفكر منطقي ، اقدام هدفمندانه، و برخورد موثر با محيط است . علاوه بر اين ، او تاكيد كرد كه « هوش كلي را نميتوان با توانايي رفتار هوشمندانه هر اندازه كه مفهومي گسترده تعريف شود – معادل دانست ، بلكه بايد آن را به عنوان جلوه هاي آشكار شخصيت به طور كلي تلقي كرد». از نظر وكسلر هوش مي تواند اجتماعي ، عملي ، يا انتزاعي باشد و نمي توان آن را از ويژگيهايي مانند پشتكار ، علايق و نياز به پيشرفت دانست .
به نظرها مفريز (Humphreys ) هوش عبارت است از خزانه مهارتهاي ذهني آدمي . به نظر بورينگ ( Boring) هوش چيزي است كه به وسيله آزمونهاي هوشي اندازه گيري مي شود . و به طور كلي اين مفاهيم در هوش به گونه آشكار يا به طور ضمني بيان شده است : 1- تفكر انتزاعي 2- يادگيري از تجربه 3- حل مساله از راه بينش 4- سازگار شدن با موقعيتهاي جديد 5- تمركز و تداوم در به كار انداختن تواناييها براي رسيدن به يك هدف مطلوب (شريفي ، 1376 )
هوش ( در نظريه پياژه ) Intelligence
هوش در نظريه پياژه يك اصطلاح پيچيده است ، اما به طور كلي مي توان گفت كه يك عمل هوشمندانه همواره ميل به اين دارد كه براي بقاي ار گانيسم در موقعيتي كه در آن قرار دارد شرايط بهينه را فراهم آورد . هوش همواره به سازگاري ارگانيسم با محيطش مر بوط است . ( هرگنهان والسون ، 1993 )
هوشبهر IQ( intelligence quotient)
در 1904 ميلادي ،بينه روان شناس فرانسوي به در خواست دولت فرانسه مأمور شد براي شناسايي كودكان دير آموز و عقب ماندة ذهني ابزاري بسازد . او براي انجام دادن اين كار ، آزموني ساخت تا به وسيله آن كودكان بهنجار را از كودكان عقب ماندة ذهني تفكيك كند . آزمون بينه بر اين فرضيه استوار بود كه هر فرد داراي يك (سن زماني ) يا سن واقعي و يك ( سن عقلي ) است . سن عقلي هر فرد با متوسط تواناييهاي هوش افراد يك گروه سني خاص برابر است . براي مثال اگر كودك 6 ساله اي حداكثر از عمدة پاسخ دادن به پرسشهاي آزموني بر آيد كه بيشتر كودكان 5 ساله قادر به گذراندن آن هستند . در اين صورت سن عقلي وي 5 سال است او از اين روش جايگاه نسبي افراد را مشخص مي كرد .
ترمن (Terman ) روان شناسي امريكايي براي تعين هوشبهر ، فرمول ديگري را مطرح كرد كه به اين صورت است
هوشبهر = 100
مثال : كودك 3 ساله اي كه يك سال عقب ماندگي دارد هوشبهري برابر 66 خواهد داشت. = 100 = هوشبهر
براي بر طرف كردن اشكال فرمهاي قبلي در فرمهاي تجديد نظر شدة آزمون استنفورد بينه كه يكي در 1960 و ديگري در 1984 ( آخرين فرم ) انتشار يافت روش ديگري به كار گرفته شد . در اين آزمون اقتباس از وكسلر ، هوشبهر انحرافي مورد استفاده قرار گرفت . بر اساس هوشبهر انحرافي مي توان سطح عملكرد هوشي هر فرد را با گروههاي سني مقايسه كرد . هوشبهر انحرافي نمره اي است كه در آن ميانگين برابر 100 و انحراف معيار در آزمون و كسلر برابر 15 و در آزمون استنفورد – بينه برابر 16 است . كساني كه در آزمون هوش بيش از دو انحراف معيار پائين تر از ميانگين نمره بگيرند ، به عنوان افراد عقب ماندة ذهني طبقه بندي مي شوند. بر عكس كساني كه بيش از دو انحراف معيار بالاتر از ميانگين نمره بگيرند به عنوان افراد سر آمد طبقه بندي مي شوند . مثلاً هوشبهر يك كودك عقب مانده در آزمون و كسلر پائين تر از 70 است .
همچنين هوشبهر يك كودك سر آمد در آزمون استنفور د – بينه بالاتر از 132 است .
(شريفي ، 1376 )
هويت Ide ntity
1- در مطالعه شخصيت ، خود اساسي و مستمر فرد ، مفهوم دروني و ذهني از خويش به عنوان يك شخص مثل هويت جنسي ، قومي يا گروهي و …
2- در منطق – رابطه بين دو يا چند جزء ، به گونه اي كه هر يك مي تواند در يك قياس صوري جانشين ديگري شود ، بي آنكه ارزش واقعي آن تغيير يابد .
( پور افكاري ، 1373 )
هويت جنسي Gender identity
هويت جنسي مفهومي است كه شخص به عنوان مرد يا زن از خود پيدا مي كند و يكي از عناصر مهم خويشتن او را تشكيل مي دهد.
– نظريه روانكاوي ، در شكل گيري هويت جنسي كودك ، بر نقش عقده هاي اديب و الكترا تاكيد دارد .
– نظريه ياد گيري اجتماعي ، در شكل گيري هويت جنسي ،بر نقش تقويت انتخابي و تقليد تاكيد دارد .
– طبق نظريه شناختي ، كودك ابتدا خود را به عنوان پسر يا دختر مي شناسد و بعد سعي مي كند رفتار هاي مناسب جنسي خود را ياد بگيرد و بر آنها مسلط شود .
(گنجي ، 1379 )
هيپو تالاموس Hypothalamus
نا حية كوچكي است كه نزديك پاية مغز قرار دارد . اين ناحيه ارتباطات گسترده اي با ساير قسمتهاي مغز پيشين و مغز مياني دارد . هيپوتالاموس شامل تعدادي از هسته هاي مجزا ( دسته أي از نرونها ) است كه آسيب به هر يك منجر به ناهنجاريهايي در رفتار هاي بر انگيخته ( حداقل يك رفتار ) مثل خوردن ، نوشيدن ، تنظيم حرارت ، رفتار جنسي ، مبارزه يا تغيير در سطح فعاليت مي شود . هيپوتالاموس با تاثير گذاري بر غدة هيپوفيز ، ترشح هورمونها را تنظيم مي كند . ( كالات ، 1989)
نظرات و تجربیات شما
-
سایت باید جامع و فراگیر باشه هنوز کار زیاده و امیدوارم تا آخر همین طور ادامه بدین :دی
-
سایت باید جامع و فراگیر باشه هنوز کار زیاده و امیدوارم تا آخر همین طور ادامه بدین :دی
-
واقعا نوشته خوبییه. من همیشه سایتتون را چک میکنم.
-
تلاشتان قابل تقدیر و سپاس است. اما جای کار زیادی دارد.
-
از مطالب جالبتون ممنون و موفق باشید 🙂
-
واقعا نوشته خوبییه. من همیشه سایتتون را چک میکنم.
-
تلاشتان قابل تقدیر و سپاس است. اما جای کار زیادی دارد.
-
موفق باشید.
-
مطلب خوبیه. قسمت دانلود کتاب کتابهای صوت مخصوص موبایل هم اضافه کنید.
-
مطلب خوبیه. قسمت دانلود کتاب کتابهای صوت مخصوص موبایل هم اضافه کنید.
-
مطلب خوبیه. قسمت دانلود کتاب کتابهای صوت مخصوص موبایل هم اضافه کنید.
عکسای بازیگران را بیشتر کنید.